محمد ابراهيمى وركيانى

154

تاريخ تحليلى اسلام از آغاز تا واقعه طف ( فارسي )

ظلم نمايد ، تسليم ظلم نخواهيم شد و در برابر آن مىايستيم . خداوندا ! تو خودت به ما آرامش ده و به‌هنگام درگيرى با آنان ما را ثابت‌قدم و استوار بدار . « 1 » پيامبر ( ص ) اشعار او را تأييد فرمود . گفتنى است سراينده اين اشعار نيز كه عامر بن سنان بود ، در خيبر به شهادت رسيد . « 2 » واقدى مىنويسد : پيامبر ( ص ) راهنمايان سپاه را فراخواند و به حسيل بن خارجه اشجعى فرمود : در جلوى ما حركت كن و ما را از راهى ببر كه از طريق شام به خيبر برسيم تا بين يهوديان خيبر و هم‌پيمانان آنان از مردم غطفان ، حائل شويم . گفتار رسول‌خدا نيز خود حكايت از آن دارد كه بين غطفان و يهوديان خيبر و مردم مكه همكارى نظامى وجود داشته و پيامبراكرم لازم مىديده كه راه كمك به آنان را مسدود نمايد ، ولى درعين‌حال به گزارش واقدى و جز او گروه‌هايى از غطفانيان به‌رهبرى عيينة بن حصن در جريان جنگ خيبر حضور يافته ، ولى خبرى نگران‌كننده نسبت به مردم خود دريافت نموده و به‌سرعت از خيبر خارج شده‌اند و پس از اينكه مردم خود را در امنيت ديدند ، در صدد بازگشت به خيبر بودند ، ولى موفق نشدند كارى به نفع آنان انجام دهند ؛ چه اينكه خروج نابهنگام و دور از تصور يهوديان ، خود يكى از عوامل نااميدى و يأس يهوديان از كمك خارجى و از علل تسليم آنان در برابر سپاهيان اسلام بود . اقدامات يهود در جريان جنگ احد ، خندق و غزوهء ذات السويق اثبات نمود كه آنان هيچ‌گاه بىطرف نبوده و همواره مترصد بودند كه بر ضد مسلمانان بشورند و ديگران را نيز بدين كار تشويق نمايند . اين موضع‌گيرى در جنگ ، خود كافى بود كه مسلمانان حق داشته باشند آنان را به‌عنوان خطرى جدى از سر راه خود بردارند و تا مادامى كه هجرت ننموده و يا توان نظامى خود را از دست نداده‌اند ، با آنها بستيزند . البته پيامبر ( ص ) پس از فتح خيبر - به‌عنوان آخرين پايگاه خطرناك يهود در حجاز - به آنان اجازه داد در خيبر به كشاورزى خويش ادامه دهند و تحت‌الحمايهء دولت اسلامى ، از امنيت سياسى و عقيدتى كامل نيز برخوردار باشند . « 3 » ولى اين گذشت و بزرگوارى به‌هنگامى بود كه آنان توان نظامى خود را از دست داده و ديگر خطرى براى

--> ( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 2 ، ص 638 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . همان ، ص 690 .